أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
395
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
پاىفتادگان را تمام كرده و همچنين امراء و اعيان حضرت آن سرزمين خرّمى و خضرت را آل كردند و شيوهء خونريزى را به كمال رسانيدند و العهدة فيما روى على الرّاوى « 1 » . آنچه گويند كه به نسخهء محاسبان درآمد بيست و پنج هزار عدد از دد و دام به تير و تيغ بهرام انتقام در آن سرزمين آرام گرفته بود . مثنويّه درين وحشتسراى وحشىآرام * چنين صيدى نشد بهرام را رام قضا گر دفتر گردون گشايد * بدينسان داستانى برنيايد نباشد دفتر بهرام خونريز * ز خونريزى بدينسان فتنهانگيز به همين قاعده ايّام بهار را گذرانيده اوايل تابستان رايات خورشيد اشراق متوجّه بيش بارماق گشته آنجا نيز مراسم شكار و شرب بادهء خوشگوار روزگار گذارنيدند و اواسط تيرماه را رقم قشلاق بر دار الملك عراق كه عبارت از [ 509 ] اصفهان خجسته آفاق است كشيده در آن سرمنزل امن و سلامت رحل اقامت انداختند . و نوبت ديگر جام و باده باهم در ساخت آتش هيمه از بيرون در رفع سرما شعلهافروز و نايرهء مى در درون محنتگداز و هستىسوز آب مى ، رخسار خوبان را برافروخته و تاب آتش از آب مى چهرهافروزى آموخته در اواخر فصل شتا بعد از خبر واقعهء امير نجم خبر محاصرهء هرات به سمع شاه عالىدرجات رسيده على الفور ترك لوازم صحبت داده به تهيّهء لشكريان جهت عزيمت يورش خراسان فرمان داد و از آنجا روى اقبال به جانب ولايت ساوه « 2 » نهاده ، بعد از وصول به آنجا عاليجاه نقابتپناه امير نظام الدّين عبد الباقى را كه در منصب صدارت به نيابت امير نجم شارع مشارع وكالت گرديده بود بر سبيل اصالت در امر وكالت شروع داده صفير نفيرش از اوج آسمان و مهچهء علمش را همسايهء ساكنان كيوان گردانيده ، شخص سيادتش را كه قابل البسهء سعادت بود به ثياب وكالت
--> ( 1 ) . ترجمه : آنچه روايت شده بر عهده راوى است . ( 2 ) . ساوه : از شهرهاى قديمى بين همدان و تهران ، در 140 كيلومترى جنوب باخترى تهران قرار دارد . مسجد ميدان بزرگ اين شهر به دستور شاه اسماعيل در سال 924 ( مطابق تاريخ كتيبهء سردر ) به وسيلهء خواجه شمس الدّين بنا شده است .